جستجو

تبلیغات



لعنت به...

    هر دو به پهنای صورت اشک میریختیم...

    _نمیدونی چه ضربه ی بزرگی بهش زدی...

    _چرا اخه؟!! باید از پیشرفت من خوشحال باشه که!!

    _خوشحاله...خیلیم خوشحاله!ولی تنهاست...

    نیستی که حالشو ببینی...نیستی ببینی از نبودت چی میکشه...

    _...


    +نمیدونم چرا این گریه ی لعنتی کنترلش دست خودت نیست!

    ++شنیدن این چند جمله برای گرفتن تموم انرژیم کافی بود,برای خراب شدن دنیا رو سرم...

    +++مدام تو ذهنم تکرار میشه...تکرار و تکرار...


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 15 آذر 1394
    منبع
    برچسب ها : تکرار ,
    لعنت به...

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر