خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مرا چه شده است؟

    من چمه؟چرا هیچ اتفاق خوبی راضیم نمیکنه این روزا؟؟؟

    نمیدونم...شاید اصلن من متعلق به اینجا نیستم!

    خسته شدم...چه قدر از ارزش های متفاوتم برای ادمایی بگم که تعریفشون از زندگی خوب صرفا وضعیت مالی خوب و ازدواج موفقه؟(یه چیزی تو مایه های خوردن و خوابیدن و یه زندگی روتین بی دغدغه!)

    چه قدر براشون بگم و در جواب پوزخند تحویل بگیرم؟یکی نیست بگه اقاااا!من که کاری به کارتون  ندارم نظرتونم که ذره ای برام اهمیت نداره پس چرا راحتم نمیذارید؟؟چرا نمیذارید با خیال راحت به روش خودم زندگی کنم و ازش لذت ببرم؟؟

    من مثل شما نیستم که از لباس خاص پوشیدن و ارایشگاه و مهمونی رفتن و تابع مد بودن لذت ببرم!شاید براتون مسخره باشه(که میدونم هست!)ولی من از پایستگی تکانه ی زاویه ای با گشتاور صفر لذت میبرم!وقتی که میشینم رو یه صندلی چرخان و با باز و بسته کردن دستام(تغییر لختی دورانیم با توجه به مرکز جرم ثابتم)سرعت زاویه ایم رو تغییر میدم و به وضوح تغییر سرعت چرخشم رو حس میکنم...

    اره...هیجان زده میشم وقتی رو کاغذ یه فرمول فیزیکی رو مینویسم  و تو واقعیت لمسش میکنم...

    لذت میبرم وقتی میتونم با مشتق و انتگرال سرعت بالا اومدن سطح اب یه سد رو محاسبه کنم یا  بفهمم چرا ژیمناست ها موقع شیرجه زدن خودشونو جمع میکنن!

    مگه میشه فهمید چرا اسمون ابیه و نارنجی نیست(مثلا!)و هیجان زده نشد؟؟

    مگه میشه فهمید حدود هزار سال بعد یه دوره ی یخبندون و میلیونها سال بعد عصر یخبندون(دقیقا شبیه برنامه کودک عصر یخبندان)رو کره ی زمین اتفاق میفته و میدان مغناطیسی زمین اونقدر ضعیف میشه که احتمالا به خاطر تخریب سلولهای زیستی و تغییرات ژنتیکی دیگه انسانی روی زمین وجود نخواهد داشت و بی تفاوت بود؟؟؟

    و یه عاااااااااااااالمه مساأل هیجان انگیز دیگه...

    خوردن و خوابیدن و ازدواج و بچه دارشدن رو که همه بلدن!من دوس دارم بدونم تو جهان اطرافم چی میگذره...

    میدونم که دستتون رو گذاشتید زیر چونتون و منتظرید که یه روز برگردم و بگم پشیمونم بگم که شما درست میگفتید من اشتباه کردم!ولی سخت در اشتباهید! من خیلی محکم تر از این حرفام...بالاخره بهتون ثابت میکنم راهی که پیش گرفتم درست ترینه...این شمایید که دارید لحظه لحظه های عمرتونو به بیخودترین شکل ممکن دور میریزید!

    +این روزا کاراموزی تو ازمایشگاه میکروفلوییدیک پژوهشکده ی لیزر و پلاسما کنار دانشجوهای دکتری از قشنگترین لحظه های زندگیمه:)

    تجربه ی کار با دستگاهای التراسونیک-سانتریفیوژ-اشعه ی فرابنفش-لایه نشان ها-لیزر و میکروسکوپ های الکترونی فوق العادست:)

    ++تا حالا اوزون تنفس کردید؟؟خیلییی بوی بدی داره!

    +++شاید یه روزی رفتن از ایران بهترین گزینه ی ممکن باشه!شاید...

    ++++تهران از بالا تو شب خیلی زیباست...اونقدر که دیگه دلت نمیخواد برگردی پایین و تو نقاط پست شهر زندگی کنی...

    +++++راستی نگفته بودم بچه ها خانم رییس صدام میزنن:))

    ++++++قراره تو نوشتن نشریه ی دانشکده همکاری کنم:)من بخش مصاحبه با اساتید و بچه های دکتری رو به عهده گرفتم...فکر کنم خیلی تجربه ی خوبی بشه:)


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شاید ,زندگی ,زمین ,لحظه ,میشه ,خیلی ,میشه فهمید ,میبرم وقتی ,
    مرا چه شده است؟

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده